این غزل را به مناسبت در گذشت برادرم سروده ام.

میکرد خبر جمله اگر قصد سفر داشت
او بی خبرم قصد سفر ، وقت سحر داشت


یاران همه دانند که فرزانه ی عشقم
تنها نه به من ، بر همگان حکم پدر داشت


یارب تو.گواهی که بر این ملک دلیران
پیش آمد اگر تا خطری، دفع خطر داشت


بیدار دلی بود و چه سرباز غیوری
در وقت دفاع وطن او خواب مگر داشت؟


در خدمت مخلوق و جوانمرد و سخی بود
الطاف عمیم اش به دل خسته اثر داشت


نه اهل جفا بود و نه او مال کسی برد
کز هرچه بدی بود همانا که حذر داشت


میلاد وی و خاکسپاری شده یک روز
در حیرتم از جان عزیزش، چه هنر داشت!!

طارق خراسانی

11فروردین1396