عاشقان پای عشق می مانند

قالب شعر: خوشه ای

شوق لب های تو به دل دارم
شور یک بوسه زان به سر دارم
گرچه دور  از تو ام  ولی دانم 
عاشقی ، از دلت خبر دارم 
«
بی تو سرد و سکوتِ شب هایم 
با تو خورشیدِ صبحِ فردایم 
بهترین های من بیا ، شاید  
شادی ام  رخ دوباره  بگشاید 
چشمِ زیبای تو مرا کافی ست 
با تو یک حجمِ ها ! فضا کافی ست
«

با تو ای روح سبز فروردین
زنده ام زندگانی  یعنی این 
عاشقت هستم و همه  دانند 
عاشقان پای عشق می مانند
«

تا خدا باشد و زمین باشد 
حرفِ من تا ابد همین باشد
جان فدای کسی که عاشق شد 
دلبری کرد و یارِ طارق

 

 طارق خراسانی
4 فروردین 1397

الحمدلله

شد باده در جام ، الحمدلله

دل شاد و بر کام، الحمدلله

گفتم که شاید، شورش کندغم

کان خُفته آرام ، الحمدلله

دنیا به کامِ ، خامانِ درگاه

شاد است اگر خام ، الحمدلله

خوش نامی تو، زاهد مبارک

من مست و بَد نام ، الحمدلله

باشم اسیرِ غوغای چشمی

شادم در  این دام ، الحمدلله

آغاز طارق، انجام غم بود

 آغاز و انجام، الحمدلله

۱ خرداد ۱۳۹۲

سِرّی ست در نگاه تو و مانده ام که چیست؟

سِرّی ست در نگاه تو  و  مانده ام که چیست؟ 
در آن کسی نشسته ، ندانسته ام که کیست؟
از من جدا مشو ، که ندارم توان هجر
رفتی میا که عاشق دیوانه، نیست، نیست [1]

[1] . از من جدا مشو که اگر نیم گام راه

رفتی میا، که زنده نبینی دگر مرا 

حیدر یغما، شاعر خشتمال نیشابوری

طارق خراسانی

18 آبان 1397

تو در پی خدا و خدا در مقابلم

تو بنده ی خدایی و من بنده ی دلم 
تو در پی خدا و خدا در مقابلم

در دل بجز شقایق عاشق کسی ندید
تا باغبان خداست، همین است حاصلم

از بس که خیره مانده ی چشمِ تو بوده ام
ترسیمِ موجِ چشمِ تو شد از فضایلم

«در عاشقی مگر سخن از عرض و آبروست؟» 1
بی آبروترین به فرازِ محافلم

تا پیر دل گشود ز کار دلم گره
استادِ حلِ سخت ترینِ مسائلم


"طارق خراسانی"


9/فروردين/1397

1_ مصرع از حیدر یغما شاعر خشتمال نیشابوری