خانه‌پدری‌ابتهاج به‌بنیاد‌سایه‌تبدیل می‌شود

کجایی؟ 
ای نگاهِ ارغوانت 
بر راه
من از انبوهِ جنگلِ ستارگان می آیم 
بی قرار...
ای کهکشان شعر 
سراغت را 
از فرازِ کدامین آسمان باید گرفت؟ 
دلتنگم
چون درختِ ارغوانت... . 
طارق خراسانی
1 بهمن  1398

پ. ن 
درخت ارغوان
در حیاط خانه‌ هوشنگ ابتهاج، یک گونه درخت ارغوان کانادایی قرار دارد که سایه، شاعر معروف، برای آن شعر سروده است. این درخت در سه ماه اول سال، به‌ویژه در اردیبهشت ماه، غرق گل‌های ارغوانی می‌شود. رویش این گل‌ها منظره‌ای خاص و حیرت‌انگیز به نمای خانه می‌بخشند.

زمانی که هوشنگ ابتهاج خانه را خرید، این درخت تقریبا خشکیده بود. دیگران به او پیشنهاد کردند که درخت را قطع کند و از فضای باغچه برای کاشتن گیاهان دیگری در حیاط استفاده کند. اما سایه این کار را نکرد. او به درخت خشکیده رسیدگی کرد و به آن محبت ورزید. سرانجام ارغوان دوباره جان گرفت و سبز شد. این درخت برای سایه فراتر یک درخت معمولی است و او تعلق خاطر زیادی به آن دارد.

هوشنگ ابتهاج در سال ۲۰۱۲ در لس آنجلس پیش از آن‌که شعر ارغوان را دکلمه کند، گفته بود درخت ارغوان خانه‌اش، با بچه‌هایش قد کشید و بزرگ شد و تاثیری شگرف روی او گذاشت. او گفت که همه سال‌هایی که در خانه خود نبود، یاد این درخت برای او نشانه همه چیز بود، از دوست و آشنا تا باورها و عقاید!

هوشنگ ابتهاج همچنین به یاد دارد که در زمان فروش خانه‌اش به‌دلیل مهاجرت، پس از آنکه چشمش به ارغوان افتاده، از آن خجالت کشیده و به سویی دیگر نگاه کرده است.

سایه شعر ارغوان را در زمانی سرود که در فراغ درخت ارغوان بود. در فراق درخت ارغوانش سرود. بخشی از شعر ارغوان را زمزمه کنید:

ارغوان

شاخه‌ هم‌خون جدامانده‌ من

آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟

آفتابی‌ست هوا

یا گرفته‌ست هنوز؟

من درین گوشه

که از دنیا بیرون‌ست

آسمانی به سرم نیست

از بهاران خبرم نیست

آنچه میبینم

دیوار است

آه

این سخت سیاه

آنچنان نزدیک‌ست

که چو برمی‌کشم از سینه نفس

نفسم را برمی‌گرداند