​​​​​​

طارق خراسانی

گفتی که بگویم ز تو و کار گناهت
دل می بری و می بری آن صورت ماهت
موجی بده از آن نگه حامل اعجاز
غم می برد از دل به خدا  موجِ نگاهت
تو در پی آنی که کشم رنج و مشقت
من در پی آن تا برسانم به رفاهت
بس آه مرا از تو به لب آمد و هرگز
در سینه نبینم  اثر از شعله ی آهت
رفتی و چه دانی ز دل سوخته ی ما ؟ 
تا روز قیامت شده دل  چشم به راهت

21 اردیبهشت 1400