عشق یک بارقه ی شیدایی ست
هدیه بر هر چه دل دریایی ست

کاشکی حالِ مرا دریابی
خسته از درد و غمِ تنهایی ست

ماه دیدم که فرو رفت به خود
تا رُخ ات دید به این زیبایی ست

خیل عشاق پی عشق و عجب
عشق آنجاست که ناپیدایی ست

چشم تو رهنِ دلِ عاشق من
به جز اینم چه دگر دارایی ست؟

گره دیده و دل را وا کن
ای که کار تو گره بگشایی ست

طارق خراسانی