به نام گلِ رُسته در باغ نور
خداوندِ مهر و خدای شعور

رها از جهان و همه رنگ ها
به شادی ز گردون که دارد عبور

هرآنچه بگویم زمهرش کم است
یگانه هنرمندِ دانش فکور

اگر می ستایم ورا، دیده ام
ز بخل و حسادت بود دور، دور

نگهبان او در درونش بود
به کُنه یکی ذَرّه ی باشعور

یکی هست و جز او ندیدیم هیچ
همه عالم از مهر او در سُرور

طارق خراسانی