می توان سوخت، اگر امر بفرماید عشق

شاهکاری از: فاضل نظری
هم دعا کن گِــره از کار تو....، بگشاید عشق
هم دعا کن.... گِره ی تازه...،نیفزاید.. عشق
قایقی...، در طلبِ مـــوج...، به دریا زد و رفت
باید از مــــرگ نترســـید...، اگــــر باید عشق
عاقبــت رازِ دلــــم را... ،به لبانش... ،گفتـــم
شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق
شمع روشـن شد و... پَروانه به آتش پیوست
می توان سوخت...، اگـــر امـر بفرماید عشق
پیلـــه ی رنـج من...، ابریشــمِ پیــــراهن شد
شمع حق داشت...،به پروانه نمی آید عشق
+ نوشته شده در چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۹ ق.ظ توسط طارق خراسانی
|