دوباره صحبت عشق اسـت و شورِِ عرفانم

دوباره دل که به یادت، به سوگ، چشمانم


کمـر به قتــل تو بســتند...، همنشــینانی

چه گونه آن دو سه را من زِ خادمان خوانم؟


کبوتـری به حَـرَم ...، جـانِ من بوَد... ، آقا

به صحنِ پاکِ تو...، پرواز می کنـد...، جانم


تو پادشــاه خراسـان ...؟ نه...، شاهِ ایرانی

کسی بجـز تو نباشـد...، امیـــر و سلطانم


به شـاعرانه ترین نغمـه ها ی این گــردون

به جانِ آهــوی از مرگ رَسـته...، می دانم


به روز حَشـر، که رَمـزِ نجاتِ من این است:

« غــــلام ِدرگـــهِ مـاهِ تو...، در خراسـانم »


12 آبان 1392 طارق خراسانی