چشمه ی عشق و شراب است نگاهش به خدا
نه که من، دیده ی خلقی ست به راهش به خدا

گر دل از عاشق شیدا برباید آن ماه
نیست یک ذره خدا را که گناهش به خدا

از خجالت همه دیدند رُخَش پنهان کــرد
تا که مَه دید شبی صورت ماهش به خدا

من ندانم دگران را که چه پیش آید و من
مُرده ام ، گر شنوم ناله و آهش به خدا

گر در آید زِ پسِ پرده ، بسی جِن و مَلَک
مرغ و ماهی همه هستند سپاهش به خدا

30 آبان 1391 طارق خراسانی