سلام ماهی زیبـــــــای برکه ی احساس

این شعر را خانم عبدالهی در فروردین 94 به مناسبت تولد بنده سروده بودند

متاسفانه بعلت مشکلاتی که برای وبسایت بلاگفا پیش آمد حذف شد.

اکنون در وبسایت دختر عزیزم خانم عبدالهی آن را دوباره دیدم.

سپاس دخترم

 

سلام ماهی زیبـــــــای برکه ی احساس

زلال آینــــــه ای تــو تراشــی از المـــاس

طلوع چشم تو یک معجزه ست بی تردید

به پاس آمدن تـو...، شـکفت بوته ی یاس

م . ع سارا

ده غزل زیبا

1

بگذار که این باغ درش گم شده باشد
گل های ترش، برگ و برش گم شده باشد

...

 

بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

هفته دفاع مقدس گرامی باد

 هفته دفاع مقدس گرامی باد

 

 

به خـدا قســــم که هـرگز، نروی وطن ز یادم
به وطن همـاره مستم...، به وطن همیشه شادم

همه هستی ام تو باشی، تویی آن شـکوه هستی
وطنـم اگر نباشــد، به جهــــان بگــو چه بادم؟

ســخنی ز خود نگـــویم...، که تمام آنچه دارم
ز زبانِ مــردمــانـم...، هنـــری وطـن...، بِدادم

به خیـال خـــام...، آمد، زِ منَ ت بگیــرد اما[1]
ز عدو چه جان گرفته!!...، به جهان غم سـتادم

به خــدا اگـــر امامم...، نبُــد آن زمـــانه در بَر
نه تو بودی و نه شوری...، نه به عشـق امتدادم

وطنـم قســـم به نامـت...، به خدای حیِّ سـبحان
گره ها ز گیسـوانت...، به دو دستِ خود گشادم

به لبم ســــرودِ قــرآن...، به کفم که شـاهنـامه
دو گُهـر ســـلاح من بود و به جــانِ غـم فتادم

شـــده ذکرِ طارق تـو...، همه لحـظه های عمرش
نه ز دیـن کشـــیده پا را ...، نه وطــن روَد ز یادم

[1] . من در این شعر منظور آحاد ملت قهرمان ایران است

9 مهرماه 1392 طارق خراسانی

تقدیم به جان های قدرتمند یکصد و هفتاد و پنج شهید غواص

گُردانِ جوانه
خواندند همه شـــانه به شـــانه
«تاکی به تمنـای وصـال تو یگانه»[1]
باید بشود نقطه ی عشق تو به هر گوشه نشانه
رودی همه از اشک بر آن نقطه روانه
جان در پی تو، خـانه به خـانه...
ای پیر زمانه؟!

وزن عروضی:

مفعولُ مفاعیل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ مفاعیل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیل
مفعولُ مفاعیل

پ . ن

[1] . مصرع از حضرت شیخ بهایی

 

سخنی فاخر از کوروش کبیر

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید / كورش كبير

وبسایت جهانی شعر پاک در دهم مهر ماه همزمان با اذان ظهر به افق مشهد افتتاح خواهد شد.

به فضل الهی و با مدد از جان قدرتمند مولای عاشقان حضرت علی (ع) وبسایت جهانی شعر پاک در دهم مهر ماه همزمان با اذان ظهر به افق مشهد افتتاح خواهد شد.

مدیر این وبسایت بنده ، طارق خراسانی هستم و هدفم ضمن ارتقاء شعر و ادب ، پرورش نسل جوان در حوزه ی شعر و ادب و صدور فرهنگ انقلابی ملتی شریف به سراسر جهان است.

دانسته ام در این کشور چشم به چشم اعتمادی ندارد و  برای کارهای فرهنگی هیچ کس حتا یک ریال به کسی کمک نمی کند مگر سیستم طرحی داشته باشد و  برای اجرای طرح خود سرمایه گذاری کند که متاسفانه موفقیت قابل توجهی عاید سیستم نمی شود چرا؟ جواب روشن است و داستان همان پاسخ رضا شاه به یک سرباز است که پرسیده بود چرا کیفیت غذای ما خوب نیست رضا قلدر گلوله ی برفی را به دست سرباز می دهد و می گوید این گلوله را به دوست خود بدهد و او به دیگری تا آخر صف ...

در پایان، آن گلوله بزرگ برف به اندازه ی گردویی می شود و رضاخان می گوید بودجه ی اولیه آن گلوله ی بزرگ بود ... ولی وقتی به آشپزخانه می رسد به این انداره کوچک می شود... یعنی چپاول در سرزمین ما یک فرهنگ شده است...

بنده بعد از نامه ای که برای رئیس جمهور امریکا فرستادم و داستانش بسیار مفصل است به این نتیجه رسیدم که برای حفظ و حضانت از این انقلاب بزرگ و خونبار باید بدون هیچ چشم داشت کمک و یاری از گروه و سازمان و دولتی با توکل به خدا کار فرهنگی را آغاز کرد هر کس به اندازه ی وسع و توانایی خود می تواند در این راه قدم بردارد و کسی مانع او نمی شود البته اگر فعالیت او خالص برای خدا و بندگانش بر مدار آزادی باشد...

وبسایت شعر پاک دقیقاً بر مدار آزادی فعالیت خود را از ده مهر مقارن با عید غدیر خم آغاز خواهد کرد و از شاعران برجسته ی کشور برای یک حرکت بزرگ جهانی دعوت به عمل خواهد آورد...

این وبسایت دارای شبکه تلویزیونی به نام "تلویزیون پاک" و مجله الکترونیکی ست در هفته نیم ساعت اخبار فرهنگی و سیاسی خواهد داشت و مجله که در حال طراحی ست بصورت ماهنامه می باشد ... در آینده شاید به هفته نامه تغییر یابد...

اساس کار ما ولایت است یعنی همان چیزی که در هزار و چهار صد سال پیش دشمنان خدا و خودخواهان به آن وقعی ننهادند و جامعه ی اسلامی را به سقوط و تباهی کشاندند... ما گوشمان بدهکار مطالب مزخرف گروه هایی که بر ضد ولایت باشند نیست با تمام  توان و داشته های علمی و احساسی و قدرت و امکانات ناچیز خود از مقوله ولایت دفاع خواهیم کرد چرا؟ چون به حقیقت بزرگی دست یافته ایم و آن حضور قوم منفی یهود از صدر اسلام در جبهه ی براندازی اسلام بوده است تا آنجا که بنده دانسته ام یهودیان در صدر اسلام  با رخنه به خلوتِ بزرگانی تاثیر گذار تلاش کرده اند تا علی به خلافت نرسد ... بله چون علی فاتح خیبر و ضد ظلم یاغیان و گردن کشان بود...حمله ی جنایت بار اعراب به ایران که هم به اسلام ضربه زد  و هم به ایرانیان به علت همان مصادره قدرت بناحق و غاصبانه در سقيفه بني ساعده که بدون حضور مولای متقیان  صورت گرفت بود...

امروز هم می بینیم ارتباط تنگاتنگ صهیونیست ها با حکام خائن آل سعود باعث شده است با تمام توان در مقابل بیداری اسلامی ملل اسلامی این دو به اتفاق استکبار سد شوند ولی آنچه مسلم است و نباید بدان شک کرد پیروزی بدون چون و چرای اسلام ولایتی در ایران است... ما می رویم تا حق علی (ع) را از گلوی غاصبان بیرون بکشیم تا به فضل الهی تقدیم فرزند غایب از نظرهایش کنیم و اگر اراده ی خدا غیر از این بود ماجرایی به نام غیبت و سپس ظهور نداشتیم .

ما با این اهداف و امید پا به میدان گذاشته ایم و هزینه های سنگینی را تا کنون متحمل شده ایم و بنا هم نداریم از شاعران خوب برای درج اشعارشان در وبسایت پول دریافت کنیم پس در آمدی نخواهیم داشت و چشم امید ما به خداست و لاغیر ... ما یک حساب به ملت شریف ایران ارایه می دهیم اگر آنان ببینند ما با دل وجان در ارتقاء فرهنگ و دگرگونی اخلاق و مبارزه با دشمنان اسلام گام بر میداریم یقیناً ما را یاری خواهند کرد و اگر آن هم صورت نپذیرد بنده تا زنده باشم با همین بودجه محدود و اندک خود چراغ وبسایت جهانی شعر پاک را روشن نگاه خواهم داشت.

آرزوی من این است تا زنده هستم شعرای ضد صهیونیست و استکبار جهانی را در سراسر عالم از طریق این وبسایت شناسایی کنم و ضمن درج اشعار آنان در وبسایت شعر پاک هر سال در نقطه ای از جهان اجلاسی برپا کنیم و جهانیان را از جنایات بی حد و مرز استکبار جهانی و اقمارش آگاه و فرهنگ ناب اسلامی را با اجــــرای شعر و نمایشنامه و نمایشگاه های متعدد و گوناگون به جهانیان معرفی کنیم...

آرزو ، آرزوی بزرگ و خوبی ست امیدوارم خداوند سبحان اول ابزار لازم  را در اختیار مان قرار دهد و  سپس  لیاقت انجامش را عنایت فرماید...آمین

و اما یک خبر خوش:

قول داده بودم غزل معروف و زیبای زنده یاد استاد شهریار(علی ای همای رحمت) را کامل تضمین کرده و تقدیم نگاه عزیزان کنم ، به فضل الهی این امر صورت پذیرفته و در روز دهم مهرماه در وبسایت شعر پاک به نمایش گذارده خواهد شد.

کار سختی بود در میانه های کار کاملاً نا امید از ادامه آن شدم مدتی رهایش کردم که ناگهان معجزه ای صورت پذیرفت که ذکر آن به قول امام صادق(ع) چندان مناسب نیست ولی بواسطه آن معجزه ، مخمس بسرعت و به راحتی پایان پذیرفت.

 وعده ی ما ده مهر وقت  اذان  ظهر به افق مشهد  در این آدرس:

وبسایت جهانی شعر پاک

sherepaak.com

 

طارق بمان که عقده دل با تو وا کنم

قصیده ای غراء بصورت بداهه

از حضرت استاد حسین دلجویی بزرگ شاعر سرزمینم

طارق بیا که عقده ی دل با تو وا کنم
روزی هـزار مرتبه نامت صـدا کنم..

طارق بیا «به کار جهان اعتبار نیست»
بگذار در وصال تو شکر خدا کنم...

«عاشق نبوده ای و بدانی چه می کشم»
ماندم ، چگونه وصف تویی ، دلربا کنم

ما را نه دلبریست نه سودای دل بری
باید در این میانه فقط ادعا کنم...

پشت قـیام تو تا انتـهای عـشق
دل را به شهد شاعریت پُر صفا کنم

طارق دلم شکسته، دعایم نمی کنی؟
تا این دل شکسته ، رهین شفا کنم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
باید غمم به نام عزیزت رها کنم

طارق غمی تمام وجودم گرفته است
اینجا چگونه صحبت آن ماجرا کنم

آن دلربا که رفت وفادار بود و من
باید به عشق حرمت نامش وفا کنم

این را عیان برای تو گفتم ، عزیز من
شاید که داغ سینه ی تنگم دوا کنم

باری گلایه مانده به بغض گرفته ام...
ماندم ، گلایه های غمم را کجا کنم؟

من آمدم هوای تو قدری سبک شوم
تا بغض خود به ناب غزل هات وا کنم

گفتی که نیست حضرت فرهاد و بایدم
بر عاشقان عصر اتم اقــتدا کــنم

من «برکه ها» نخوانده ام و ناشیانه تر
باید درون شعر و غزل ها شنا کنم...

گفتی بدون عشق چنان باد هرطرف
باید سفر نموده ، به دل ماجرا کنم

گفتی دلت خراب غم و غصه گشته و
بر این دل خرابه سپاس ، خدا کنم...

حجت تمام کرده ای ای اسوه ی غزل
می بایدم که بر کــلام شما اکتــفا کنم

طارق یقین حضور تو از سوی کبریاست
پس می سزد سپاس به ذات خـدا کنم

باید دو بسته شمع کنم نذر بیت هات
باید که دین شعر تو امشب ادا کنم

باید در ابتدا ندهم دل به مدعی
یا آن که ابتدا تامل این انتها کنم

آیینه ام که گرد فراموشی ام زدند
باید کنون دلم به غزل پر جلا کنم

طارق جدا نموده غم از دل ،کلام حق
من هم کنون ز غیر خدا دل جدا کنم

دردا که دیر آمده ای و غروب شد...
با تو طلوع عشق جدیدی بنا کنم ؟؟

طارق بمان که مرهم فصل خزان تویی
طارق بمان که جان به قدومت فدا کنم

طارق بمان که باز بـداهه سروده ام
طارق بمان که عقده دل با تو وا کنم

از دلبر مستِ باده بر دست ، بر خیـز و بگیر کام دل را

طارق خراسانی

 

خیــــاط خیـــال بوســـــه هایم...، وَه دوختــــه  یک لباسِ زیبــا

در ذهنِ کبـوتران عاشق... ، خوش کرده پَری به ســـوی من وا

 

از شــــوقِ لبان ســـرخ گونت....، وان پیکــــــرِ حورگـــــونِ زیبا

بر تنبک[1] خویش می نـوازد...، آن مطـــــــربیِ هَـــــــــزار آوا

 

توعشـوه گرانه در فراســــــو...، بر سـاحلِ دوش، برده ای مو

من بی تو نشسته با غم خویش...،درگوشه ی خلوتی و تنـها

 

غم بی تو به تُرک تازیَ ش شاد،وقتیکه تویی چه جای غم باد؟

در فرقت تو همین سخن بس، در ســینه چه ماتمی ست بر پا!

 

طارق چه نشسته ای  پریشان...، کاین نکتـه شنیده ام ز یاران

از دلبــــــــر مستِ باده بر دست ...،بر خیــــــز و بگیر کام دل را

 

بداهه

29 شهریور 1394 طارق خراسانی

پ . ن 

[1] تنبک: چنانکه فرهنگ ها مي نويسند در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمبک يا خنبک مي گفتند و دست به هم زدن را با وزن و اصول براي اظهار مسرت وسرور نيز مجازا جمبک مي گفتند.

گمان مي رود خم يا رويينه خم را که در روزگار کهن ايران از روي مي ساختند و در جنگها به کار مي بردند نيز خمبک يا تنبک هم مي گفتند.

بعدها آن را با تغييراتي به صورت کوچکتري ساخته و در مجالس عيش و طرب از آن استفاده کرده اند و آن را خمک يا خمبک گفته اند زيرا خمک يا خمبک مصغر کوچک شده خم و خلب است بنابراين روئينه خم که شايد شبيه به تاس بوده کوچک کرده و تغييراتي مناسب مجلس در آن داده اند و به آن نيز خمبک و تنبک گفته اند و اين در واقع مادر تنبک يا ضرب امروزي است و پس از تکامل به صورت تنبک يا دنبک،ضرب کنوني در آمده و به همين نام شهرت يافته است.

غوغاگر هر ذرّه ی آرام ...، تویی تو

غـوغـــــاگر هــــــر ذرّه ی آرام ...، تویی تو
آشــــــوب ترین...، جـانِ دلآرام...، تویی تو

غم می رسد از راه...؟هراسم زچه باشد؟
تا دشـــــمن  آن ... ، قاتـلِ  آلام  تویی  تو

بر بامِ دلم ... هیـــچ کبـوتر ننشسته است
وانکــو بنشسته است بر این بام...،تویی تو

می نوشیِ بی جام، شنیدی همه ی عمر؟
آن معجــــــزه ی  ساقی بی جام، تویی تو

ماهم به درآ... ، تا غــــمِ ایام  ســــــــــرآید
آنکس ببرد غم که  ســـــرانجام...، تویی تو

بداهه
29 شهریور 1394 طارق خراسانی

دل بر خدای داده نترسم زِ هیـچ کس

 
دل بر خـدای داده نتراســـم زِ هیــــچ کس

مـا را خداســــت یاور و ... آنَــم که یار بس

 

دادی نمــــود داور و  ....  بُــــرد آن بـرادرم

فـــــردا بـوَد که نوبت من ... خـود زِ دادرَس

 

باید به ضــــدِّ جملــــه ی دزدان بپــا شویم

خـــارِ رَهی گــرفتـه... ، به آتش بَریم خَس

 

مــن آمـــدم ...  که نگــــویی نبـــــوده ام

لعنــت به من...، بنهــم هــان کـه پای پَس

 

هر کس ربوده هسـتی این مردم شـــریف

باید به کُنـــجِ حَبس، به پایش نَهــاد مَس[1]

 

22مهرماه 1392 طارق خراسانی

[1] . مس : بندی باشد که بر پای مجرمان نهند. (جهانگیری ) (برهان ). || پای بند که کسی را از آن خلاص و نجات مشکل و دشوار باشد. (برهاّن ).

هنر نزدِ ایرانیان است و بَس  -  ندارند شـــیر ژیان را به مَس  (فردوسی)