در پی یلدا

نفسی مانده که پاییز به پایان برسد
فصل زیبای پر از شورش و غوغا برود 


گر خزان میرود اما دل عاشق شده ام
با می حضرت حافظ پی یلدا برود

یلدای تان مبارک 

طارق خراسانی

28 آذر 1398

دعای بوسه

 

شاعر مگر به چرخه ی گردون خطر کند

شعری ز جان بگوید و شامی سحر کند

آنجا مرو که شعر تو در کارِ دشمن است

بر دیو و دد فرشته شنیدی گذر کند؟

گر عاشقی، بیا بشنو گفته ی مرا

عاشق ز هر چه غیرِ خدا شد حذر کند

گیرم ز پرنیان بشود جامه ای به بَر

دست اجل به یک دفعه از تن به در کند

دل را به تاب زلف تو پیوند می زنم

تا آن، به باب میلِ تو زیر و زبر کند

من خود به دست خویش دو دیده در آورم

باری اگر به سفره ی غیری نظر کند

دارم امید بوسه ی گرمت، غریبِ دور 

کردم دعای بوسه!!، الهی اثر کند

طارق مُقام عشقِ تو، تنها فرشته داشت

گر دامنت ز دیده، خدا پُر گهر کند

25 اردیبهشت 1392