در آن سو جوانی به رگبارِ خشم - بـه کشتارِ طفلِ دبستانی است


ســتـم ضـــدِّ افکــارِ انسـانی است

به شــادی پیِ دل پـریشانی است

از ایـن ظلـــمِ نــامــردمـانِ پَلَـشــت

دلم آتشین... ، دیـــده بارانی است

در اینجـا...، همـه عـاشـق وحدتیـم

فراسوی آبی...،سـتم خوانی است

فـــراری...، ز ملــکِ خــدا و رســول

هــوادارِ اقـــوامِ  شـــیـطـانی است

در ابن جــا جـــوانی به شــوق نماز

به محـــرابِ زیبــــای روحـانی است

در آن ســو جــوانی به رگبـارِ خشم

بـه کـشتارِ طفــلِ دبســتانی است

در اینجا...، سحـر خوانی و عاشـقی

شب آنجا به مـردم که ارزانی است

دوغـوغــا و جنگ است بینِ دو قـوم

که بی دین به ضدِّ مسلمانی است

در اینجـا، شهـادت اَبَـر قـدرت است

در آنجـا اَتُـم...، حــرفِ پایانـی است

در اینجـــا بخــوانـنـد خـوبـانِ عشـق

زِ حافظ سـرودی که طـوفـانی است

کفن بهـرِ دشـمن زِ خون بی شـمار

بـه یـاران محبـت، فراوانی است(۱)

بنــازم بــه مُلــکِ خــراســــانِ پــاک

همــو طارقم خـود خراسـانی است

بـه شـــادی ســر آور تـو ایـرانی ام

کـه دورانِ ایـران  و...، ایرانی  است


 ۲۹آذر۱۳۹۱طارق خراسانی

(۱) - حافظ می فرماید: دشمنان را زخون کفن سازیم   دوســتان را قبـای فتـــح دهیم (به به از این بیت حافظ)

به جانِِ آهوی از مرگ رَسته می دانم

دوباره صحبت عشق اسـت و شورِِ عرفانم

دوباره دل که به یادت، به سوگ، چشمانم


کمـر به قتــل تو بســتند...، همنشــینانی

چه گونه آن دو سه را من زِ خادمان خوانم؟


کبوتـری به حَـرَم ...، جـانِ من بوَد... ، آقا

به صحنِ پاکِ تو...، پرواز می کنـد...، جانم


تو پادشــاه خراسـان ...؟ نه...، شاهِ ایرانی

کسی بجـز تو نباشـد...، امیـــر و سلطانم


به شـاعرانه ترین نغمـه ها ی این گــردون

به جانِ آهــوی از مرگ رَسـته...، می دانم


به روز حَشـر، که رَمـزِ نجاتِ من این است:

« غــــلام ِدرگـــهِ مـاهِ تو...، در خراسـانم »


12 آبان 1392 طارق خراسانی

شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامي

سالگرد شهادت هشتمین امام همام  حضرت امام رضا(ع)

را به عاشقان آن حضرت تسلیت می گوییم


شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامي


در ادامه مطلب




ادامه نوشته

این عجب نَبوَد که دیدم، گرگ ها آدم شدند


این عجـب نَبــوَد که دیدم، گـرگ هـا آدم شدند

قـوم آدم...،جــای آن ها...؟ باعـثِ ماتـم شدند

هـر کجــای چــرخ...، بودی گـر نشـان از آدمی

ذرّه هـا آنجــا...، اســـیرِ فتنه های غــم شدند

از محبَّـت...، آدمی اَفـرشــته را مبهــــوت کـرد

کان به آغازی چنین بود و... به پایان کـم شدند

شَـــــهدِ شـــیـرینِ محبَّـت بـود آدم...، عـاقبـت

بر طبیعـت...، نســلِ آدم، قطرگانِ سَــم شدند

باغ وبستان شد که جنگلهای سنگی،دیده ایم

بس خیابان هـا...، ســرودِ تلـخِِ دود و دَم شدند

رودها خشـکیده...، تالاب و گلســتان، پُـر لَجَـن

مرغ و ماهی درعَـزا ...، مرثیه خوانِ هـم شدند

آب هــا...، در بُطــــریِ  زَر بارگــانِ  زر پـرســـت

راهی آن ســـوی آب و، نام شـان زَمــزَم شدند

سـروها اِسـتاده می مُردند و طوفان را چه غم

از چه آخر،  سـروها هم با نسیمی خم شدند؟

 طارقا...، اینجـا ســـرای هـر چـه بادا باد...، باد

شیخ و شـابی در پی سیم و زر و دِرهَم شدند


10 دی 1392 طارق خراسانی


شیخ و شاب . یعنی پیر و جوان


بیست و هشتم صفر شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام  بیست و هشتم صفر شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

را به عموم شیعیان راستین آنحضرت تسلیت می گوییم


زندکی نامه ی آن امام همام را در ادامه ی مطلب مطالعه فرمایید

ادامه نوشته

What Your African Grey Parrot is Trying to Tell You

What Your African Grey Parrot is Trying to Tell You

African Grey Body Language

ادامه نوشته

برای تو پرواز می کنم




ای عشق...

به عشقِ تو،

پرواز می کنم...

ای خاتـمِ انبیـاء محمّد (ص)، وی در پی ات اوصیا محمّد (ص)



سالگرد رحلت پیامبر بزرگ اسلام  را به جمیعِ مسلمانان جهان

تسلیت عرض می کنیم



ای میم تو،مایه مباهات،

وان  حِ ، که حصولِ شوقِ آیات

میم دگرت، محبت و مهر،

دالِ تو دعاست، در مناجات

ای خاتمِ انبیا، محمّد (ص)

وی در پیَ ت اوصیا،محمّد (ص)

گوینده ی رَبِّنا، محمّد(ص)

در کربِ بلا ، حسین و هیهات

فرمانِ غدیرِ تو، هَبا شد، 

 آری که هَبا بَر آن، هَوا شـد

بر زور و زَری، ستم به پا شد

 این بود نمازشان به حاجات...؟!

حاجات، برای نان و حلوا

حاجات ...، برای بَلعِ دنیا

تا شاد شود مگر... یهودا

 نابودی دین و شهرِ شامات

شامات کنون سرای خون است

بر پشت ستم،ستم فزون است

دشمن به ستم که در جنون است

با اینهمه شاهِ غم، در آن مات

امروز ، که روز هِجرت توست

صحبت همه جا، زِ عِزَّت توست

دل، در پی کشفِ فِطرت توست

 ای جانِ تو، چلچراغِ مِشکات

ای جانِ تـو، روشنای دل ها

وی دینِ تو...،رهنـمای دل ها

قرآن تو ...، بَر صفای دل ها

آسان کُنَدَم ...، بسی مُهمّات

 طارق، که غلام دَرگه تـو

تـوصیف گرِ ِ، رُخِ مَهِ تو

 دیری ست گرفته او، رَهِ تـو،

 با ظلم کجا کند مُماشات

8 آبان 1392 طارق خراسانی

معنی لغات

اوصیا. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ وصی . || ائمه ٔ هدی . جانشینان پیغمبر : سر بر زمین سجده نهاده ست بی رکوع آن کونه زاوصیا بسوی انبیا شده ست از علم بی نصیب نمانده ست لاجرم هر کو به انبیا ز ره اوصیا شده ست .

حسین و هیهات.  حضرت امام حسين‌(ع)در مقابل زورگويي و ظلم و ستم معاويه و يزيد فرمود: "هيهات منا الذلة‌; ذلت و خواري به مراتب از ما (اهل بيت‌) دور است‌.

هَبا. [ هََ ] (از ع اِ) صورت فارسی هباء. گرد وغبار که از روزن در آفتاب پدید آید. نغام . (ناظم الاطباء). (آنندراج ). غبار.

شامات . (اِخ ) بر تمام نواحی شام اطلاق شود. بلاد شام .

مات . (ص ، اِ) به اصطلاح شطرنج بازان ، گرفتار و مقید شدن شاه شطرنج است . ظاهراً لفظ مات در اصل صیغه ٔ ماضی بوده است به فتح تاء فوقانی از موت ؛ حالا به کثرت استعمال تای آنرا موقوف خوانند. (غیاث ) (آنندراج ). گرفتاری شاه شطرنج . (ناظم الاطباء). باختن در بازی شطرنج که شاه از حرکت بازماند.

فطرت . [ ف ِ رَ] (ع اِمص ) آفرینش . (از منتهی الارب ) : در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و معاونت و مظاهرت محتاج نگشت . (کلیله و دمنه ). رجوع به فطرة شود. || ابداع و اختراع . || (اِ) صفتی که هر موجود در آغاز خلقتش داراست . (فرهنگ فارسی معین ). خمیره . سرشت . جبلت . (یادداشت مؤلف ). سرشت که بچه بر آن آفریده در رحم . (از منتهی الارب ) : چنان دید امیرالمؤمنین بفطرت تیز و فکرت شافی که بگرداند خاطر خود را از جزع بر این مصیبت ها. 

مشکات . [ م ِ ] (ع اِ) طاقی فراخ که درآن چراغ نهند و قندیل گذارند. (از غیاث ) (از آنندراج ). مأخوذ از مشکوة تازی و بمعنی آن . (ناظم الاطباء). مشکاة. آلتی که در آن چراغ و قندیل گذارند... رسم الخط صحیح این کلمه در عربی مشکاة و رسم الخط قرآنی مشکوة است ولی نویسندگان ایرانی آن را مانند حیات و زکات ، «مشکات » نویسند. و رجوع به مشکاة و مشکوة شود.

مهمات . [ م ُ هَِ م ْ ما ] (ع ص ، اِ) ج ِ مهمة. || ج ِ مهم . || کارها. کارهای خطیر. امور مهم . کارهای سخت . امور بااهمیت . مسائل مهم . مسائل بااهمیت . کارهای پیش آمده .

مماشات . [ م ُ ] (از ع ، اِمص ) با کسی رفتن و همراهی کردن . (غیاث اللغات ). || مدارا. (ناظم الاطباء).
- مماشات کردن ؛ همراهی کردن در رفتار با کسی .
- || مدارا کردن . رجوع به مماشاة شود.


غزل زندگی

غزل زندگی


معرفت آموز ما...، در محفلِ ما زندگی ست

از برایم آن سراپا شور و غوغا زندگی ست

بی نهایت هست دنیا... ، هرکسی دنیای خود

می شناسد...، این شناسایی ز دنیا زندگی ست

ای قوی بشنو سخن...، شـاید خدا گوید تو را

دستگیری زانکه افتاده ست از پا، زندگی ست

گر نبودی درد ...، لـذت کی بُـدی در زندگی

پنجه اندر پنجه با درد و بلایا...، زندگی ست

بس معما حـل نمودم... ، آنچه حل هرگز نشد

در جهان لحظه هایم ...،آن معما زندگی ست

نیســت این دنیـــا.... یقیــن پایانِ راهِ زنـدگی

بعد از این دنیا، بسی دنیا که دنیا زندگی ست

از دل زیبا پرســـتم...، بشـنوید این نکــته را

یک نفس دیدارِ آن طنـاز زیبــا...زندگی ست

تا به دیدارش که صبحم شام وشامم شـد سحر

انتظارم تا طـلوع صبـح فردا...، زندگی ست

همچو نیلوفر...، به گِردِ بید مجنون، دلبــری

پیکرش رقصیده بود وگفت اینجا زندگی ست

سرفرازِ دارهم روزی به من این نکـته گفت:

«کی بدانستم که اندر این بلندا زندگی ست!»

از سـکـوتِ خلــوتِ تنهـــاییِ مـردی غــریب

خوانده ام بارِ دگر تنهــا که گـویا زندگی ست

جنگ هم آمد سخن گـوید به او گفتم:«خموش

زندگی با تـو نشــاید، بی تو امّا زندگی ست»

مهــرورزی....، "طارقا" دارد تمنــا زنـدگی

پاسخ مثبت بر این شــوقِ تمنا... زندگی ست

می فروشم ســاغری از باده آورد و.... سـرود

در درونِ قطره ی می، قـدرِ دریا زندگی ست

شــادی گیســوی زیبای نگارم... روز و شب

نغمه های عاشقی سـازد دلم... تا زندگی ستپ

طارق خراسانی


دی... سـر آغازِی...به بیداری خلـق - انقلابِ  مصر و تونس را مهیا می کند



در نُه دی...عشق غوغا می کند 

فـکــرِ آبادیِ .....دل هــا می کند

گر چـه خردادی به آذر غــم فزود

دی به شادی دست بالا می کند

در نُه دی...، فتنه می میرد ز غم

    تا بصیرت کفشِ خود...پا می کند    

 بس مبــارک باد ..، ایـن روزِ بزرگ 

چهـره ی ظالم که افشا می کند

در پسِ پَرده ...، سـتم در کارِ غم

ایـزدم... او را کــه رسـوا می کند

دی... سـر آغازِی...به بیـداری خلـق

انقلابِ مصر و تونس را مهیا می کند

آن خروشان سیل مردم ...،طارقا

کارِ صد لشگر...،که تنها می کند

8 دی طارف خراسانی 1392